عقل متعارف که حتی یک آدم معمولی که در بازار برای خرید می­رود از آن برخوردار است، حکم می­کند که شما اگر موقع خرید جنس را پسندیدید، قبل از انجام معامله شروع به تعریف و تمجید از آن نکنید و اصولاً خود را خیلی مشتاق و محتاج به آن نشان ندهید. چون در این صورت نه تنها مسیر خود را برای هر گونه چانه زدن و تخفیف گرفتن بسته اید؛ که اگر با فروشنده ناتو و دغلی طرف باشید، بعید نیست با ارائه قیمتی چند برابر قیمت واقعی اصطلاحاً گوشتان را هم ببُرد!

نمی دانم چگونه است که کاندیداهای دیپلمات مآب و سازش طلب ما این حکم روشن عقل متعارف را هم رعایت نمی­کنند! حتی اگر بنا بر سازش هم باشد، این میزان شوق و اشتیاق و نیاز که از شما نشان داده می­شود، موضعتان را سر میز مذاکره تضعیف می­کند. آیا متوجه این نمی­شوید؟

پ.ن: نگارنده چند وقت قبل در یادداشتی از «معضلۀ رقابت سیاسی در نظام دینی» سخن به میان آورد. اما حقیقتاً چیزهایی که در رقابت اخیر رخ می­دهد، فوق تصور و حتی تخیل است! اینکه فرد همیشه محترم و موجهی که بیش از سه دهه قدر دیده و در صدر نشسته، در کوران رقابت سیاسی، سر از جایی در آورد که به وکیل مدافع مواضع دشمن بدل شود و موضعی اتخاذ کند که حتی اپوزیسیون منصف جمهوری اسلامی هم نمی­گیرد، را کجای دلمان بگذاریم؟!