تبليغاتX
خصوصی نیست ...!

خصوصی نیست ...!

یادداشت های غیر خصوصی یک مسلمان بنیادگرا دربارۀ سیاست ، فرهنگ و دانشگاه

همین ابتدای امر بگویم که غرض از نوشتن این مطلب دفاع از ممنوعیت نمایش فیلم کتاب قانون در مدیریت قبلی ارشاد نیست. که به نظرم این فیلم حتی ارزش توقیف شدن هم نداشت و این آن چیزی است که از فیلمی مثل سنتوری متمایزش می کند. چیزی که انگیزه برای نوشتن این مطلب را فراهم آورد دفاع ساده دلانه بعضی از دوستان و به ویژه آدم سختگیر و غیر لیبرالی (!) مثل آقای علی مطهری از این فیلم به عنوان یک فیلم دینی و قرآنی و « امر به معروف و نهی از منکری » است. توضیح خواهم داد که این دوستان به زعم حقیر با معنای درونی و کلی فیلم ارتباط برقرار نکرده اند و « کتاب قانون » در کمال رندی و ریاکاری با پوشش « چرا ما در زندگی مان به قرآن عمل نمی کنیم؟! » باطن سکولار و غیر دینی خود را از چشم آنها مخفی کرده است. البته لابد دوستان تعجب می کنند که فیلمی که علی الظاهر در نقد ریاکاری ساخته شده است، به همین صفت متصف می شود!

واقعیت این است که من حتی بر خلاف آقای دکتر حداد عادل مسأله را در زیادی بد نشان دادن ایرانیان و عمومیت بخشی به آن نمی دانم. اتفاقاً اگر دقت کنید فیلم از دو ایرانی چهره مثبتی ارائه کرده یا حداقل چهره منفی ترسیم نکرده است و به نظر من این کلید فهم دقیق « کتاب قانون » است : یکی آن خانم دکتر شیک و آلامد است که خیلی دلسوزانه و طبیبانه به مسأله بیمارش رسیدگی می کند و دست کم ما در آن چند دقیقه ای که در محضر ایشان هستیم – بر خلاف بقّال، قصّاب، سبزی فروش و ... -  هیچ رذیلت و سیئه ای مشاهده نمی کنیم. و دوم، خواهر کوچک رحمان که من تا قبل از خواندن مصاحبه کارگردان فیلم با ضمیمه روزنامه اعتماد منطق خوب بودن او در میان چنین خانوادۀ عوضی (!) ای را نفهمیده بودم : « کوکب آدم با اخلاق تری است چون به نسل جوان تعلق دارد و « مدرن » تر است ...» ( نقل به مضمون ) مشاهده می فرمایید که از نظر کتاب قانون ما ایرانی خوب هم داریم! آنهایی که تر و تمیز تر و مدرن تر هستند! متهم « سنّت » است و دین سنتی. این فیلم مشخصاً پارۀ مذهبی و سنتی جامعه ایران – که البته اکثریت عظیم آن را تشکیل می دهد – هدف گرفته است.

عجله نکنید! من نگفته ام که پاره مذهبی و سنّتی جامعه ما نباید نقد شود. بعضی از فیلم های مورد علاقه من مثل « لیلی با من است » و « زیر نور ماه » دقیقاً چنین مضمونی دارند. اما کتاب قانون نسبت به مذهبی ها موضع نقّادانه ندارد، موضع کینه توزانه و عقده گشایانه دارد. آدم های مذهبی و سنتی که در فیلم می بینیم، نفرت انگیز اند. حتی خاکستری هم نیستند. ماجرا فرا تر از بی توجهی به احکام اخلاقی قرآن و اسلام است. اعضای خانواده رحمان و همسایه ها و کسبه محل به معنای دقیق کلمه «عوضی» هستند. غفلت از برخی احکام اسلام چیزی است و لئامت و بدخواهی و بیرحمی چیز دیگری. هر چه که به ما ( ایرانیان به طور عام و مذهبی ها به طور خاص ) بچسبد، بعضی صفات با ده من سریش هم نمی چسبد. مردمی که به مهربانی، مهمان دوستی و غریب نوازی معروف اند را چه نسبتی با خانواده رحمان و بلایی که بر سر همسر او می آورند، هست؟! ماجرا اصلاً اقتضائات طنز و ... نیست. انفجار نفرت و سیاه نمایی است. نسخه رقیق شده ای از « بدون دخترم هرگز »! یکی از چیزهایی که این نفرت پراکنی را به خوبی نشان می دهد نوع شخصیت پردازی آن « حاج آقا » ی قشری و خشک مغزی است که ظاهراً در اداره رحمان مسئولیتی هم دارد. واقعاً ورود او به ماجراهای خانوادگی رحمان و همسرش و تلاش برای اختلاف افکنی و دو به هم زنی ، واجد کدام توجیه داستانی و منطق دراماتیک است؟! هیچ! تنها نمایانگر کینه و نفرت عمیقی است که سازنده و احتمالاً سناریست نسبت پاره مذهبی جامعه خود و نظام دینی مورد حمایت آنان دارند.

دقیقاً به همین دلیل است که اگر حمل بر صحت – به قول دکتر حداد، نیت خوب – هم کنیم، فیلم در مقصد اصلاح و امر به معروف و متذکّر ساختن مخاطب مذهبی به این که بسیاری از رفتار و سلوک او با موازین قرآن سازگار نیست، به هیچ رو توفیق نمی یابد. اولین شرط تأثیر امر به معروف بیان ناصحانه و مشفقانه آن است و طبیعی است با نوع بازنمایی کتاب قانون اغلب مخاطبان مذهبی فیلم بیشتر عصبانی شوند تا متذکّر! نکته جالب این است که آن بخشی از دوستان متدین و مذهبی هم که از فیلم دفاع می کنند خود را مخاطب فیلم قلمداد نکرده اند و حق هم دارند. چرا که تصویر ارائه شده در فیلم شبیه آنها و خانواده و دوستان شان نیست. یکی از دوستان فیلم را نقدی خوب بر « دینداری عوامانه » توصیف می کرد و روشن است که او و هیچ کدام از ما خود را جزو عوام نمی دانیم! معلوم نیست این کدام مخاطب است که باید با این فیلم اصلاح شود؟! شک ندارم که آقای علی مطهری هم خود را مخاطب امر به معروف کتاب قانون نیافته اند و مخاطب آن را همان « عوام مذهبی » جاهل و نفهمی قلمداد کرده اند که در انتخابات هم به احمدی نژاد رأی می دهند!

اما به اعتقاد من مقصود و پیام فیلم اساساً بیان این نکته درست که دینداری بسیاری از ما فاقد عمق و بصیرت و دور از آموزه های اصیل قرآنی است، نیست! این پوششی است که در لفاف آن یک پیام اعتقادی و یک پیام سیاسی طرح گردد. پیام اعتقادی آن است که به صراحت از زبان آن راننده تاکسی فلسطینی در انتهای فیلم بیان می شود : « این مهم نیست که تو مسیحی یا یهودی یا مسلمان باشی، مهم اخلاق و رفتار توست. » به پیام قرآنی فیلم توجه کردید؟! این مطلب البته اگر به لوازم منطقی آن توجه کنیم دلالت هایی فرا تر از پلورالیسم دینی دارد و جوهره سکولار و غیر دینی فیلم را عریان می سازد. با این منطق اصلاً اصل دیندار بودن یا دیندار نبودن چه اهمیتی دارد؟! مهم اخلاق و رفتار است و این که « دلت پاک باشه!! » .

اما پیام سیاسی فیلم ( که بیشتر هم مخاطب غیر ایرانی را مد نظر دارد ) آن است که به طور ضمنی در شعر حافظ از زبان آمنه جاری می گردد : « ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش » یکی از نکاتی که طی تمامی سالهای پس از انقلاب و به ویژه چند سال اخیر موجب ناراحتی و عصبانیت « روشنفکران ناهمدل » شده، نگاه توأم با مباهات و محبت بخش وسیعی از مسلمانان جهان به ایران اسلامی و انقلابی بوده است. کتاب قانون تلاش آشکاری است تا ضمن انتخاب نقطه عزیمتی چون ورود یک غیر ایرانی به ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، به مخاطب مسلمان پیام دهد که « در ایران خبری نیست » و « آزمون » حکومت دینی در این خطه جامعه ای بی اخلاق را نتیجه داده است ک باید از ورطۀ آن رخت خود را بیرون کشید! البته در این مورد کتاب قانون به روشنی آدرس غلط می دهد. انقلاب اسلامی که به لطف ایستادگی و ایثارگری همین « سنتی ها » و « عوام دیندار » به ثمر رسید، با نسیم معنوی خود در دهه اول جامعه ای را محقق ساخت که به لحاظ مؤلفه ها و ملاک های دینی و اخلاقی چون مهر، اخوّت مؤمنانه، ایثار، قناعت، توکل، تعاون و ... کمتر نظیری در تاریخ برای آن یافت می شود و انسان هایی را در دامان خود پرورش داد که « ره صد ساله عرفا را یک شبه پیمودند. » کمرنگ شدن این نشانها و کمیاب شدن این چنین انسانها مسببی جز تلاش مشترک روشنفکران و فن سالاران برای « مدرن سازی » ایران انقلابی و از سرگیری حرکت قطار نوسازی در مدار وابستگی و از خود بیگانگی ندارد. اگر دادگاهی برای رسیدگی به نقاط تیره و تاریک اخلاقی و فرهنگی جامعه امروز ما تشکیل شود، مدرن ها و مدرنیست ها متهم ردیف اول آن هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 23:6  توسط سجاد صفار هرندی  | 

 راستش دغدغه من در نوشتن پست قبلی بر خلاف برداشتی که بسیاری از دوستان کرده اند، مظلومیت امیر المؤمنین و تحریف تاریخ و آشفتگی بازار نشر نبود. مسأله من صرفاً نشان دادن میزان فاصلۀ تلقی « توسعه مدارانه » و متجددانه از تاریخ با نگاه دینی و مؤمنانه بود. در تلقی متجددانه از تاریخ که به نظر من ستون فقرات علوم انسانی و اجتماعی مدرن است، موضوع و داستان اصلی تاریخ بشری، چیزی جز « تصرف و استیلا » ( در عام ترین معنای آن ) نیست. با چنین تلقی و برداشتی عجیب نیست که دوران حکومت علی مرتضی (ع) - که از منظر حقیقت نگر ایمانی هر روز آن به تنهایی می ارزد به مجموع میراث و دستاورد های « تمدن بشری » - به پنج سال جنگ داخلی تعبیر گردد!

من این مطلب را در ارتباط با مباحث موجود در لزوم تحول علوم انسانی نوشتم.  

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 19:18  توسط سجاد صفار هرندی  | 

« تاریخ تمدن و فرهنگ جهان / پیوند های فراسوی زمان و مکان » مجموعه ای چهار جلدی است که زیر نظر راس ئی . دان ( استاد تاریخ دانشگاه سن دیه گو ) تدوین شده و انتشارات طرح نو با ترجمه عبدالحسین آذرنگ منتشر کرده است. در جلد دوم این مجموعه روایتی از تحولات اجتماع مسلمین و شکل گیری امپراطوری اسلامی ارائه شده ( صص 112 – 118 ) که فشرده آن از این قرار است :

بعد از رحلت محمد (ص)، مشکل جانشینی با انتخاب ابوبکر به خلافت مرتفع شد. او شورش های بدعت آمیز برخی طوایف عرب را سرکوب و اجتماع اسلامی را تثبیت کرد. پس از او عمر به مدت 13 سال به گسترش قلمروی اسلام پرداخت. در دوران خلافت او ایران، شامات و مصر به دست مسلمین فتح شد. در ادامه عثمان به مقام خلافت دست یافت و بخش های وسیع تری از شمال آفریقا، شرق ایران و ترکستان به قلمروی حاکمیت اسلامی ضمیمه شد. در این دوران برای نخستین بار مسلمین به ناوگان دریایی مجهز شدند و جزایر یونانی زبان قبرس و رودس را فتح کردند. اما در اثر اختلافات درونی، عده ای از مسلمانان شورشی عثمان را کشتند و این آغاز پنج سال جنگ داخلی (!) در میان مسلمین بود. نهایتاً معاویه به جنگ های داخلی پایان داد و فتوحات ... و تمدن ... و توسعه ...!

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 23:26  توسط سجاد صفار هرندی  |