زمانی فرا خواهد رسید که این پدیده که تلاش می کنیم درکش کنیم و ما را به شدت مجذوب خود کرده است ، یعنی خود تجربه انقلابی ، خاموش خواهد شد ، دقیقاً نوری بود که در همه این مردم روشن بود و در عین حال همه آنان را در خود غرق کرد.
این نور خاموش خواهد شد ، آنگاه نیروهای متفاوت سیاسی و جریان های متفاوت سر بر خواهند آورد ، سازش هایی صورت خواهد گرفت و من به هیچ وجه نمی دانم چه کسی پیروز خواهد بود و گمان نمی کنم زیاد باشند کسانی که بتوانند از هم اکنون این را پیشگویی کنند .این نور محو خواهد شد ، فرایندهایی متعلق به سطحی دیگر و به نوعی متعلق به واقعیتی دیگر وجود خواهد داشت ، منظورم این است که آنچه شاهدش بوده ایم نتیجه یک ائتلاف ، مثلاً میان گروه های متفاوت سیاسی نبود ، نتیجه سازش میان دو طبقه اجتماعی هم نبود که یکی با عقب نشینی بر سر این موضع و دیگری بر سر موضع دیگر ، سرانجام بر سر مطالبه این یا آن انتخاب به توافق برسند .ابداً ، چیز دیگری روی داد ، پدیده ای همه مردم را در بر گرفت و روزی از حرکت باز خواهد ایستاد ، در آن زمان دیگر فقط محاسبه های سیاسی باقی خواهد ماند ، محاسبه هایی که هر کس پیوسته در سر داشته است .یک عضو فعال یک گروه سیاسی را در نظر بگیرید ، هنگامی که او در یکی از آن تظاهرات شرکت می کند دوپاره بود ، هم محاسبه سیاسی خود را در سر داشت و هم فردی درگیر این جنبش انقلابی یا به عبارت بهتر یک ایرانی قیام کرده علیه پادشاهش بود و این دو بر هم منطبق نیستند ، زیرا او به دلیل فلان محاسبه حزب خود علیه شاه قیام نکرده است . ( ایران: روح یک جهان بی روح، ص 61-62 )
***
پزشک تهرانی و ملّای شهرستانی، کارگر نفت و کارمند پست و دانشجوی چادری همه یک اعتراض و یک خواست دارند. در این خواست چیزی هست که مایۀ تشویش خاطر است، همیشه صحبت از یک چیز است، یک چیز واحد و بسیار مشخص : شاه باید برود. اما برای مردم ایران این چیز یگانه معنیش همه چیز است: پایان وابستگی، از میان رفتن پلیس، توزیع مجدد درآمدهای نفتی، تعقیب عوامل فساد، فعّال شدن دوباره اسلام، یک شیوه زندگی جدید، روابط جدید با غرب، با کشور های عرب، با آسیا و غیره. ایرانیها هم مثل دانشجویان اروپایی دهه شصت همه چیز را می خواهند، اما این همه چیزی که می خواهند « آزادی امیال » نیست، بلکه آزادی از هر چیزی است که در کشورشان و در زندگی روزانه شان نشانه حضور قدرت های جهانی است؛ و در واقع این احزاب سیاسی – لیبرالها یا سوسیالیست های هوادار آمریکا یا مارکسیست ها – و حتی خود صحنه سیاست، به نظر ایشان هنوز کارگزار این قدرت ها هستند، و همیشه بوده اند. ( ایرانیها چه رویایی در سر دارند؟ ، ص 63- 64 )
***
پی یر بلانشه : برایت مثالی می آورم ، یک شب پس از ساعت منع عبور و مرور با یک خانم ایرانی چهل ساله که کاملاً غربی شده و در لندن زندگی کرده بود و در شمال تهران خانه داشت ، بیرون رفتیم .یک شب در ایام قبل از محرم بود و او به محل اقامت ما در یک محله پایین شهر آمده بود ، از همه طرف صدای تیراندازی می آمد ، ما او را به کوچه پس کوچه ها بردیم تا نظامی ها و مردم و فریادهای روی پشت بام و غیره را ببیند ....این نخستین بار بود که پای پیاده به این محله می آمد و نخستین بار بود که با مردم فقیر کوچه و خیابان که فریاد می زدند " الله اکبر " صحبت می کرد ، او از این که چادر بر سر نداشت کاملاً پریشان و سراسیمه بود ، نه به این دلیل که می ترسید اسید روی صورتش بپاشند ، بلکه می خواست مثل زنان دیگر باشد .مسئله چادر آن قدرها مهم نبود ، بلکه آن چه اهمیت داشت حرف هایی بود که مردم برای ما بازگو می کردند ، آنان به شیوه کاملاً مذهبی صحبت می کردند و همیشه در پایان می گفتند : " خدا حفظ تان کند ." و بسیاری از عبارت های تا حدودی عرفانی. آن خانم هم با همان شیوه و با همان زبان پاسخ می داد ، او به ما گفت که این نخستین بار است که این چنین صحبت می کند ، او به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بود .
میشل فوکو : با این حال روزی همه اینها از دید تاریخ نگاران ، پیوستن طبقه های فرا دست به چپ مردمی و غیره تلقی خواهد شد و این حقیقتی تحلیلی خواهد بود . ( ایران: روح یک جهان بی روح، ص 64 )
***
جدا از مسائل مربوط به جانشینی بی درنگ شاه مسئله دیگری نیز دست کم به همان اندازه توجه مرا جلب کرده است: : " آیا این جنبش یکپارچه و واحد که به مدت یک سال مردم را در برابر مسلسل ها برانگیخته است ، قدرت آن را خواهد داشت که از مرزهای خاص خود فراتر بود و پا را فراتر از آن چیزهایی بگذارد که مدتی بر آن متکی بوده است؟ آیا این محدوده ها و این تکیه گاهها به محض انجام خیزش محو خواهند شد ، یا بر عکس ریشه خواهند دواند و تقویت خواهند شد ؟ "بسیاری در اینجا و برخی در ایران انتظار و امید دیدن لحظه ای را دارند که سرانجام لائیسم حقوق خود را بازیابد و لحظه ای که انقلاب خوب و حقیقی و جاودانه ظاهر شود .من از خودم می پرسم که این راه منحصر به فرد راهی که طی آن مردم علیه سر سختی سرنوشت شان و علیه همه آنچه برای قرن ها بوده اند ، " چیزی کاملاً متفاوت " را جستجو می کنند ، آنان را تا کجا خواهد برد . ( ایران: روح یک جهان بی روح، ص 68 )
