به نظرم رسید که تیتر قبلی این پست را در حال عصبانیت بیش از حد انتخاب کرده ام! تصحیح شد.
حقیقتاً برای من هم معنا و دلایل شهید قلمداد شدن قربانیان کهریزک از سوی بنیاد شهید قابل درک نیست. امّا میخواهم توجه دوستان عزیزی را که سراسیمه به تدارک تجمع جلوی بنیاد و کمپین اعتراضی مشغولند، به یک نکته جلب کنم.
کشته شدگان کهریزک تفاوت مهمی با دیگر کشته شدگان وقایع پس از انتخابات دارند. این تفاوت مهم به هیچ وجه این نیست که خانواده آنان به «متصل به الیگارشی» و «حکومتی» و «خودی» هستند. عدم صحت این مسأله در مورد خانواده های کامرانی و جوادی فر اظهر من الشمس است. حتی در مورد خانواده روح الامینی هم تعبیر «اتصال به الیگارشی» یاوه ای است که فقط از ذهن و قلم بیماری بر می آید که الیگارشی را مترادف «نظام جمهوری اسلامی» میداند!
تفاوت مهمی که مرحومان جوادی فر، کامرانی و روح الامینی را از سایر جانباختگان فتنه 88 متمایز میکند این است که «مسئولیت شرعی و اخلاقی» جان باختن آنان بر عهده «نظام» است. حتی به فرض که آنان در تظاهرات غیرقانونی و در حال اقدام بر ضد امنیت کشور هم دستگیر شده باشند (که لااقل ادعای خانواده کامرانی این است که فرزندشان اهل چنین اقدامی نبوده)، از لحظه دستگیری مسئولیت جان آنان با سیستمی بوده که بازداشت شان کرده و آنها دیگر متهمانی بوده اند که میبایست طبق ضوابط قانونی محاکمه و احیاناً مجازات میشدند.
البته من معتقدم «نظام» با پیگیری نسبتاً مناسب و قاطع قضایی و حرکت در جهت شناسایی و مجازات مجرمان پرونده کهریزک، به مسئولیت خود در قبال این فاجعه عمل کرده است و لازم است که این حرکت مسئولانه تا سرحدات حقوقی و قانونی خود امتداد یابد.
در این میان، این توقع که این مرحومان به عنوان قربانیان خطا یا انحراف بخشی از سیستم، شهید قلمداد شوند، موجه به نظر نمیرسد. اما این توقع به جاست که به حرمت خونهای به ناحق ریخته شده این سه نفر و دلهای هنوز داغدار خانواده هایشان اندکی در سخن گفتن و قلم راندن احتیاط کنیم. چه دلیلی دارد که یک سال پس از آن فاجعه تلخ، از آنها که حالا دستشان از دار دنیا کوتاه است با این تعابیر گزنده و موهن یاد شود؟ نمک ریختن بر زخم خانواده آنها قرار است چه مشکلی را حل کند؟ اساساً میزان اصالت و اهمیت طرح این موضوع در فضای عمومی –آن هم با این آب و تاب و فضای هیجانی - چقدر است؟ آیا این نحوه برخورد پاسخ مناسبی است برای عملکرد درخشان خانواده محسن روح الامینی در روزهای سخت پس از فاجعه و ایستادگی آنان در مقابل فتنه گران در روز عاشورا؟!
پ.ن 1: اگر قرار بر تشکیل کمپین اعتراضی است، من با تشکیل این کمپین موافقترم: «لطفاً دم در خانۀ افراد تجمع اعتراض آمیز برگزار نکنید!!».
پ.ن 2: آنهایی که خیلی دقیق و نکته سنج (!) هستند و میخواهند از این پست اختلاف و کدورتی بین حقیر با برادر عزیز و بزرگترم، حسین قدیانی را استخراج کنند، آب در هاون میکوبند. ما، بسیجیان حضرت ماه (اگر خدا قسمت کند) سر هر موضوعی هم که اختلاف نظر داشته باشیم، جانمان برای هم در میرود. لطف کنید دیگر کامنت خصوصی نگذارید و متلک عمومی نپرانید که چرا خبری از ویلاگ حسین در پیوندهایت نیست. اولاً که قطعه 26 با چند هزار بیننده در روز اصلاً احتیاجی به لینک خصوصی نیستِ دوزاری ندارد! ثانیاً غیبت قطعه 26 در پیوندهای این وبلاگ معنا و سببی جز این ندارد که بلاگفا در کمال تعجب لینک کردن این سایت مضر (!) را ممنوع و محدود کرده است. علیه ما یستحقّ علیه!
